السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
491
تفسير الميزان ( فارسي )
صفت متعاليه الوهيت او يعنى كلمه « اللَّه » ذكر شود ، لذا فرمود : « * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه مَا اقْتَتَلَ ) * . . . » ، و نفرمود : « و لو شئنا ما اقتتل » ، و عينا همين وجه باعث شد در آخر آيه بفرمايد : * ( « وَلَوْ شاءَ اللَّه مَا اقْتَتَلُوا » ) * ، و نيز بفرمايد : * ( « وَلكِنَّ اللَّه يَفْعَلُ ما يُرِيدُ » ) * . و نيز همين وجه باعث شد كه در جمله نامبرده ، به جاى ضمير اسم « اللَّه » را بياورد ، يعنى به جاى « و لكنه » بفرمايد : « و لكن اللَّه » . * ( « وَلكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ » ) * در اين جمله ، اختلاف را به خود مردم نسبت داده ، نه به خداى تعالى ، براى اينكه در مواردى از كلام خود فرموده : اختلاف به ايمان و كفر و ساير معارف اصولى كه در كتب آسمانى و فرستاده شده از ناحيه خدا بر انبياى او بيان شده ، همه اش از ناحيه مردم و به انگيزه دشمنى آنها با يكديگر بوده ، و حاشا كه خدا دشمنى و يا ظلم را به خود نسبت دهد . * ( « وَلَوْ شاءَ اللَّه مَا اقْتَتَلُوا وَلكِنَّ اللَّه يَفْعَلُ ما يُرِيدُ » ) * . و اگر خدا مىخواست از تاثير اختلاف مردم در پديد آمدن جنگ جلوگيرى مىكرد ، و ليكن او هر چه خودش بخواهد مىكند ، و خداوند چنين خواسته است كه در دار دنيا كه دار اسباب است جلو اسباب را از تاثير نگيرد ، و اختلاف سبب مىشود كه مردم به سوى جنگ رانده شوند ، اگر نمىخواهند خون يكديگر را بريزند بايد خودشان با ترك اختلاف از پديد آمدن سبب جلوگيرى كنند . و حاصل معناى آيه ( و خدا داناتر است ) اين است كه رسولانى كه به سوى مردم گسيل شدند بندگان مقرب خدا هستند ، و افق آنها از افق مردم عادى بلندتر است ، و تازه در بين خود آنان نيز اختلاف افق وجود دارد ، بعضى بر بعض ديگر برترى دارند ، با اينكه در يك اصل كه همان رسالت باشد ، مشترك مىباشند . اين حال رسولان است ، و همه اين رسولان با آياتى روشن به سوى مردم آمدند و حق صريح را با آن آيات اظهار كردند ، بطورى كه ديگر هيچ ابهامى باقى نماند ، و طريق هدايت را با كاملترين بيان روشن نمودند ، و لازمه اين صراحت و بى پرده شدن حق و روشن شدن راه هدايت اين بود كه ديگر از آن به بعد ، مردم راه وحدت و الفت و محبت در دين خدا را پيش گيرند ، و ديگر اختلافى و جنگى پيش نياورند ، اما چه بايد كرد كه در اين ميان عامل ديگرى نيز دست اندر كار بوده ، و آن ، عامل سببيت ارسال رسولان در پديد آمدن وحدت و الفت را عقيم و خنثى كرد ، و آن وجود حس انحصارطلبى در مردم بود ، كه آنان را به اختلاف واداشت ، و به دنبال اختلاف به ظلم و ستم كشانيد ، و در آخر آنها را به دو دسته مؤمن و كافر تقسيم كرد ، و به